به گزارش وبسایت ویلاتو بساز، در ادبیات اقتصاد سیاسی بینالملل، قدرت تنها از مسیر تولید، تجارت یا توان نظامی اعمال نمیشود؛ بلکه زیرساختهای مالی و پولی، بهویژه نظامهای پرداخت بینالمللی، نقشی تعیینکننده در شکلدهی به موازنه قدرت جهانی ایفا میکنند.
تجربه دهههای اخیر نشان داده است که تسلط بر کانالهای انتقال پول، بهمراتب کارآمدتر از بسیاری ابزارهای سنتی قدرت سخت عمل میکند. در این چارچوب، سوئیفت صرفاً یک شبکه پیامرسان بانکی نبوده، بلکه یکی از ستونهای نظم مالی مبتنی بر دلار و ابزار اعمال نفوذ ژئوپولیتیکی غرب تلقی شده است.
در مقابل، جمهوری خلق چین با راهاندازی سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی (CIPS)، گامی هدفمند برای بازآرایی این نظم و کاستن از انحصار زیرساختی غرب برداشته است؛ گامی که در ایران، متأسفانه هنوز در سطحی حاشیهای و فاقد تحلیل راهبردی باقی مانده است.
نظامهای پرداخت؛ از ابزار فنی تا سازوکار قدرت
در نگاه سنتی، نظامهای پرداخت صرفاً سازوکارهایی فنی برای انتقال وجوه میان بانکها تلقی میشدند. اما تحولات دو دهه اخیر، بهویژه پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و تشدید استفاده ابزاری از تحریمهای مالی، این برداشت را بهکلی دگرگون کرده است.
امروز، نظامهای پرداخت بینالمللی بخشی از «زیرساختهای حیاتی جهانی» محسوب میشوند؛ زیرساختهایی که کنترل یا حذف دسترسی به آنها میتواند اقتصاد یک کشور را فلج کند، بدون آنکه حتی یک گلوله شلیک شود.
سوئیفت دقیقاً در همین نقطه به ابزار ژئوپولیتیکی بدل شد. هرچند از نظر حقوقی نهادی مستقل و مستقر در بلژیک است، اما در عمل، همراستایی آن با سیاستهای تحریمی ایالات متحده و اتحادیه اروپا، این شبکه را به اهرمی برای اعمال فشار اقتصادی تبدیل کرده است.
حال، با این مقدمه، باید دید که چین چگونه با راهاندازی CIPS، این نظم را تغییر داده است.
چین و درک زودهنگام از سیاست پولی زیرساختمحور
چین، برخلاف بسیاری از قدرتهای نوظهور، این واقعیت را زودتر از دیگران درک کرد. پکن دریافت که بینالمللیسازی یوآن، بدون ایجاد زیرساختهای پرداخت مستقل، صرفاً به یک شعار دیپلماتیک محدود خواهد ماند.
به همین دلیل، توسعه CIPS نه بهعنوان پروژهای واکنشی به تحریمها، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد بلندمدت حکمرانی مالی چین تعریف شد. این سامانه، حلقه اتصال میان بانکهای داخلی چین، بانکهای خارجی، بانکهای مرکزی و مؤسسات مالی بینالمللی است و در عمل، زیستبوم مالی مستقلی را پیرامون یوآن شکل میدهد.
CIPS؛ چرا «سوئیفت چینی»؟
اصطلاح «سوئیفت چینی» اگرچه در نگاه نخست سادهانگارانه به نظر میرسد، اما از حیث کارکردی چندان بیراه نیست. CIPS همان نقشی را برای یوآن ایفا میکند که سوئیفت برای دلار و یورو ایفا کرده است: ایجاد شبکهای استاندارد، امن و قابل اتکا برای پیامرسانی و تسویه پرداختهای بینالمللی.
با این حال، تفاوتهای نهادی و معماری میان این دو سامانه، CIPS را به مدلی پیشرفتهتر در برخی ابعاد تبدیل کرده است. سوئیفت ذاتاً یک شبکه پیامرسان است و فرآیند تسویه نهایی وجوه را به بانکهای کارگزار واگذار میکند.
در مقابل، CIPS از ابتدا با رویکرد «یکپارچهسازی پیامرسانی و تسویه» طراحی شده است. این بدان معناست که انتقال پیام پرداخت و نهاییشدن آن، در یک چارچوب هماهنگ انجام میشود؛ امری که هزینه مبادله، زمان پردازش و ریسک عملیاتی را کاهش میدهد.
امنیت، شفافیت و انطباق؛ سهگانه کلیدی CIPS
یکی از سوءبرداشتهای رایج در فضای تحلیلی ایران، تلقی CIPS بهعنوان سامانهای صرفاً «ضدتحریمی» و



بدون دیدگاه