امنیت انرژی؛ سیاست ضدتورمی فراموش‌شده

تبلیغات ساختمانی 1

به گزارش وبسایت ویلاتو بساز، امنیت انرژی در ظاهر مفهومی فنی و زیرساختی است، اما در بطن زندگی مردم، یکی از مهم‌ترین عوامل ثبات اقتصادی و روانی جامعه محسوب می‌شود. هر بار که کشور با اختلال در تأمین گاز یا برق روبه‌رو شده، تنها خانه‌ها سرد نشده‌اند؛ بلکه بازارها هم به لرزه افتاده‌اند.

در یک اقتصاد متکی به انرژی، وقتی شعله گاز خاموش شود، موتور تولید، حمل‌ونقل و حتی خدمات متوقف می‌شود. در نتیجه، قیمت کالاها بالا می‌رود، درآمدها کاهش می‌یابد و دولت ناچار می‌شود با سیاست‌های جبرانی ناکارآمد، فضای بی‌ثبات‌تری خلق کند. از همین رو، امنیت انرژی دیگر تنها یک بحث فنی یا وزارت‌خانه‌ای نیست، بلکه به‌طور مستقیم با سفره مردم و شاخص قیمت‌ها پیوند دارد.

تورم در ظاهر از نقدینگی و ناترازی بودجه سرچشمه می‌گیرد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، به هزینه تولید و عرضه نیز وابسته است. گاز طبیعی، برق و فرآورده‌های نفتی در ایران بخش بزرگی از هزینه تولید را تشکیل می‌دهند. وقتی این نهاده‌ها بدون قطعی و نوسان قیمت در دسترس باشند، تولیدکننده می‌تواند برنامه‌ریزی کند، قرارداد ببندد و با ثبات بیشتری فعالیت کند.

فصل زمستان؛ آزمون واقعی سیاست‌گذاری انرژی است و Quảnیت زمستان در ایران، صرفاً مدیریت مصرف نیست؛ مدیریت اعتماد اجتماعی است. هر بار که دولت بتواند بدون اعمال قطعی گسترده، زمستان را پشت سر بگذارد، موجی از اطمینان در جامعه حاکم می‌شود که حتی بر رفتار بازار ارز و طلا نیز تأثیر آرام‌کننده دارد.

امنیت انرژی را باید در ردیف امنیت غذایی و سلامت عمومی دانست؛ زیرا احساس اطمینان از ادامه زندگی روزمره، خود بخشی از سرمایه اجتماعی است. وقتی مردم بدانند زیرساخت‌ها تاب‌آورند و دولت می‌تواند نیازهای حیاتی را تأمین کند، اعتماد عمومی افزایش می‌یابد و آمادگی‌شان برای همراهی با سیاست‌های اصلاحی همچون واقعی‌سازی قیمت‌ها یا صرفه‌جویی بالا می‌رود.

در مقابل، خاموشی‌ها یا سهمیه‌بندی‌های بی‌برنامه، این اعتماد را تضعیف می‌کند. بحران انرژی، تنها کمبود برق یا گاز نیست؛ بحران اعتماد است.

دولت فعلی با تکیه بر طرح‌های توسعه میادین مشترک، به‌ویژه در پارس جنوبی، و نیز افزایش گازرسانی به نیروگاه‌ها از مسیرهای جدید، کوشیده است مفهوم امنیت انرژی را از حالت «واکنشی» به «پیش‌دستانه» تبدیل کند. طرح‌های بهینه‌سازی مصرف و راه‌اندازی پروژه‌های NGL (جمع‌آوری و فرآورش گازهای همراه نفت) نیز بخشی از این راهبرد هستند.

در معادله انرژی ایران، همیشه از تولید سخن گفته‌ایم، اما مصرف همان اندازه اهمیت دارد. میانگین مصرف خانگی گاز در ایران بیش از دو برابر متوسط جهانی است. بخش بزرگی از مصرف نیز در ساختمان‌های فاقد عایق حرارتی انجام می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی بهترین سیاست‌های تولیدی نمی‌توانند مانع کمبود شوند. اصلاح الگوی مصرف، نصب تجهیزات هوشمند، نوسازی موتورخانه‌ها و فرهنگ‌سازی گسترده از طریق صداوسیما و آموزش و پرورش، ارزان‌ترین و سریع‌ترین مسیر برای تقویت امنیت انرژی‌اند.

صنعت؛ قربانی یا شریک دولت؟ در سال‌های گذشته، صنایع besar در دوره‌های اوج مصرف، نخستین قربانیان قطعی گاز بوده‌اند. توقف تولید فولاد یا سیمان، زنجیره‌ای از تبعات قیمتی را در پی داشته است. با این حال، همکاری میان وزارت نفت و صنایع برای ذخیره‌سازی سوخت دوم و استفاده از فناوری‌های بهینه‌مصرف، الگوی جدیدی را به‌وجود آورده است.

امروز بسیاری از واحدهای تولیدی مجهز به سامانه‌های کنترلی و قراردادهای دوجانبه گازی شده‌اند. این ابتکارها نشان می‌دهد که صنعت می‌تواند شریک دولت در امنیت انرژی باشد، نه قربانی آن.

در اقتصاد ایران، بخش بزرگی از تورم ناشی از هزینه‌های تولید، حمل‌ونقل و تأمین مواد اولیه است. اگر این حلقه‌ها به‌صورت پیوسته و قابل اتکا فعال باشند، اثر دومینویی تورم مهار می‌شود.

امنیت انرژی، به تعبیر دقیق

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *