سهم واقعی بنزین در تورم ایران

تبلیغات ساختمانی 1

به گزارش وبسایت ویلاتو بساز، تورم در اقتصاد ایران سال‌هاست به یک واقعیت مزمن بدل شده است. این پدیده نه تنها سطح رفاه خانوارها را فرسایش داده است، بلکه افق تصمیم‌گیری بنگاه‌ها، سرمایه‌گذاران و حتی سیاست‌گذاران را نیز کوتاه کرده است. در میان این چالش‌ها، قیمت بنزین یکی از مناقشه‌برانگیزترین متغیرها در بحث کنترل تورم است.

بر اساس تجربه اقتصاد ایران، تورم مزمن نتیجه انباشت ناترازی‌های ساختاری است. دو دهه گذشته، نرخ تورم به‌ندرت زیر ۱۰ درصد رسیده و در بسیاری از سال‌ها در محدوده ۲۰ تا ۴۰ درصد نوسان کرده است. اقتصاددانان بر سر این نکته اجماع دارند که علت اصلی تورم مزمن ایران، ناترازی مالی دولت و رشد مستمر نقدینگی است. این چارچوب، تغییر قیمت یک کالا حتی کالایی استراتژیک مانند بنزین نمی‌تواند به‌تنهایی توضیح‌دهنده تورم بلندمدت باشد.

بنزین در سبد مصرف خانوارهای ایرانی، کالایی مهم اما با سهم مستقیم کم در شاخص قیمت مصرف‌کننده است. وزن بنزین و سایر سوخت‌های مصرفی در سبد CPI کمتر از ۲ درصد برآورد می‌شود. افزایش قیمت بنزین، در صورت محدود ماندن اثر به همین قلم، نمی‌تواند جهش‌های بزرگ تورمی ایجاد کند. بنابراین، اگر پس از افزایش قیمت بنزین شاهد تورم‌های بالا هستیم، باید به سراغ کانال‌های غیرمستقیم برویم.

یکی از مسیرهای کلاسیک انتقال افزایش قیمت بنزین به تورم، افزایش هزینه حمل‌ونقل است. در اقتصاد ایران، بخش عمده جابه‌جایی کالا از طریق حمل‌ونقل جاده‌ای انجام می‌شود و به‌شدت به مصرف سوخت وابسته است. افزایش قیمت بنزین می‌تواند هزینه حمل مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و محصولات نهایی را بالا ببرد و در نهایت به افزایش قیمت مصرف‌کننده منجر شود. اما بررسی‌های میدانی و ساختاری نشان می‌دهد که سهم هزینه حمل‌ونقل در قیمت نهایی بسیاری از کالاهای مصرفی کمتر از آن است که گمان می‌رود.

بزرگ‌ترین نقش بنزین در تورم، نه از مسیر هزینه، بلکه از مسیر انتظارات تورمی منتقل می‌شود. افزایش قیمت بنزین در ذهن جامعه ایرانی، به‌عنوان یک «سیگنال» تلقی می‌شود؛ سیگنالی مبنی بر اینکه دولت وارد فاز آزادسازی قیمت‌ها شده یا فشارهای مالی تشدید شده است. این واکنش‌ها، حتی اگر از نظر حسابداری توجیه نداشته باشند، می‌توانند تورم را به‌صورت موقت تشدید کنند.

تجربه‌های تاریخی افزایش قیمت بنزین در ایران، تصویر روشنی به‌دست می‌دهد. چه در اصلاحات قیمتی دهه ۸۰ و چه در شوک آبان ۱۳۹۸، الگوی نسبتاً ثابتی مشاهده می‌شود که افزایش قیمت بنزین، تورم ماهانه را برای چند ماه بالا می‌برد. پس از تخلیه شوک، نرخ تورم به مسیر قبلی بازمی‌گردد و تداوم تورم بالا، نه به بنزین، بلکه به سیاست‌های پولی و مالی بعدی مربوط است.

در مقابل، برخی سیاست‌گذاران معتقدند ثابت نگه داشتن قیمت بنزین به مهار تورم کمک می‌کند. اما این دیدگاه با یک تناقض جدی روبه‌روست. ثبات قیمت بنزین در شرایط تورمی به معنای افزایش یارانه پنهان انرژی است. این یارانه یا باید از بودجه عمومی، یا از طریق کاهش سرمایه‌گذاری دولت یا از مسیر استقراض و خلق پول تأمین شود.

در هر سه حالت، فشار تورمی به آینده منتقل می‌شود. بنابراین، بسیاری از اقتصاددانان تأکید می‌کنند که تثبیت بلندمدت قیمت بنزین نه تنها ضدتورمی نیست، بلکه در نهایت به تورم بالاتر منجر می‌شود. یارانه پنهان بنزین در ایران، سالانه رقمی معادل صدها هزار میلیارد تومان دارد که با بسیاری از ردیف‌های اصلی بودجه قابل مقایسه است.

نتیجه طبیعی این فشار، افزایش کسری بودجه و در نهایت رشد نقدینگی است. از این منظر، عدم اصلاح قیمت بنزین نیز به همان اندازه افزایش آن می‌تواند تورم‌زا باشد. تقریباً همه تحلیلگران بر این نکته تأکید دارند

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *