به گزارش وبسایت ویلاتو بساز، بازار در ایران به عنوان قلب تپنده شهر و ستون فقرات حیات اجتماعی، سیاسی و مذهبی شناخته شده است. این نهاد در کمتر تمدنی با این عمق و گستردگی دیده میشود. بررسی نقش تاریخی بازار در پویش اجتماعی ایرانیان نشان میدهد که این نهاد به عنوان یک فضای عمومی، مرکز اطلاعرسانی شفاهی و کانون همبستگیهای ملی عمل کرده است.
بازار در ایران سنتی، تنها محل مبادله کالا نبود؛ بلکه محلی برای تولید سرمایه اجتماعی بود که بر پایه اعتماد، اعتبار و روابط چهرهبهچهره استوار میشد. این سرمایه اجتماعی در طول سدهها، بازار را به قدرتی مستقل تبدیل کرد که میتوانست در بزنگاههای تاریخی، تحولات را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، در دوران معاصر و با گذار به سوی الگوهای نوین اقتصادی، جایگاه و حقوق اصناف و بازاریان دستخوش تغییرات بنیادین شده است. در حالی که اقتصاد بازار بر پایه تصمیمات غیرمتمرکز، نظام عرضه و تقاضا و کاهش دخالتهای دستوری دولت تعریف میشود، شاهد نوعی تقابل میان ساختار سنتی بازار و مدیریت متمرکز دولتی بودهایم.
یکی از چالشهای اساسی در این میان، نادیده گرفتن حقوق صاحبان حرفه و اصناف در مقابل تکالیف و وظایف سنگینی است که دولتها بر دوش آنها میگذارند. دولتها باید بپذیرند که دوران مدیریت دستوری و از بالا به پایین سپری شده است.
مشارکت دادن اصناف در تصمیمگیریها، به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی و پرهیز از مداخلات غیرکارشناسی در قیمتگذاری، اولین قدمها برای جلب همکاری واقعی بازار است. جاده همکاری میان بازار و دولت باید دوطرفه باشد؛ دولت امنیت، زیرساخت و قانونگذاری عادلانه را تأمین کند و بازار با تکیه بر تخصص و سرمایه خود، چرخهای تولید و توزیع را به حرکت درآورد.
تنها در چنین فضایی است که میتوان از بازار توقع داشت نه تنها به عنوان یک نهاد اقتصادی، بلکه به عنوان یک پیشران اجتماعی، در مسیر توسعه و پیشرفت ایران گام بردارد. نادیده گرفتن حقوق بازاریان و اصناف، به معنای نادیده گرفتن بخشی بزرگ از تاریخ و هویت اقتصادی ایران است که پیامدی جز گسست اجتماعی و ناکارآمدی اقتصادی نخواهد داشت.
منبع: مهر نیوز



بدون دیدگاه