معمای توسعه در ایران از رؤیای ناتمام تا ضرورت بازآفرینی؛ نخستین انحراف

تبلیغات ساختمانی 1

به گزارش وبسایت ویلاتو بساز، در ادامه‌ی این گزارش مقدماتی، تلاش می‌شود تا چالش تاریخی توسعه در ایران و چگونگی واکاوی آن بررسی شود.

توسعه در ایران، یک رؤیا است که بیش از یک قرن از زمان طرح پرسش بنیادین «علت عقب‌ماندگی ما چیست؟» توسط نخبگان ایرانی، هنوز تعبیر نشده است. این پرسش، آغازگر تاریخی پرفراز و نشیب برای ملت ایران بود، که می‌توان آن را «قرن بی‌قراری» نامید. از انقلاب مشروطه تا نوسازی‌های آمرانه عصر پهلوی و آرمان‌های استقلال‌طلبانه انقلاب ۱۳۵۷، نخ تسبیح تمام این رویدادها، تمنای «توسعه» و پیشرفت بوده است.

تاریخ معاصر ایران، روایتی دراماتیک از تلاش ملتی است که نمی‌خواهد در گذشته بماند، اما راه آینده را نیز هموار نمی‌بیند. در این دوره، نخبگان ایرانی در مواجهه با پیشرفت‌های حیرت‌انگیز غرب، پرسش بنیادین «علت عقب‌ماندگی ما چیست؟» را طرح کردند. از جنبش مشروطه تا تکاپوهای نوسازی در ادوار بعدی که چهره شهرها را دگرگون کرد، همگی حلقه‌هایی از یک زنجیره واحد بوده‌اند: «تمنای توسعه».

اما امروز، با گذشت بیش از یک قرن آزمون و خطا و صرف هزاران میلیارد دلار از منابع ملی، پارادوکسی تلخ خودنمایی می‌کند. ایران سرزمینی است با پتانسیل‌های «بالقوه» کم‌نظیر، مانند موقعیت ژئوپلیتیک، منابع انرژی، تنوع اقلیمی و نیروی انسانی مستعد، اما در شاخص‌های «بالفعل» توسعه مانند ثبات اقتصادی، رفاه پایدار، کیفیت حکمرانی و نشاط و همدلی اجتماعی همچنان درگیر نوسانات فرساینده است.

چرا فرآیند انباشت سرمایه و تجربه در ایران مدام قطع می‌شود؟ این گزارش مقدماتی، تلاشی است برای واکاوی لایه‌های پنهان این چالش تاریخی. سفری از سطح به عمق برای درک اینکه چرا رؤیای توسعه ایرانی هنوز تعبیر نشده است و چگونه می‌توان پیش از آنکه دیر شود، این مسیر سنگلاخ را هموار کرد.

سوءتفاهم مدرنیزاسیون، یکی از بزرگترین مانع‌های ساختاری در مسیر توسعه سیاسی و اقتصادی ایران است. ما تصور می‌کردیم توسعه کالایی است وارداتی که می‌توان آن را با دلارهای نفتی خرید. اما غافل بودیم که توسعه، پیش از آنکه در برج‌ها و اتوبان‌ها نمود یابد، باید در «نظام اندیشگی» و «ساختارهای نهادی» جامعه رخ دهد.

اقتصاد سیاسی نفت، دومین مانع ساختاری در مسیر توسعه سیاسی و اقتصادی ایران است. نفت به جای آنکه سرمایه‌ای برای زیرساخت‌های بین‌نسلی باشد، به بودجه جاری دولت‌ها تزریق شد. این استقلال مالی، دو پیامد ویرانگر داشت: بی‌نیازی از پاسخگویی و تخریب تولید با تزریق دلارهای نفتی به اقتصاد.

چالش‌های فرهنگی، سومین مانع ساختاری در مسیر توسعه سیاسی و اقتصادی ایران است. غلبه «کوتاه‌مدت‌نگری» بر تفکر استراتژیک، یکی از این آسیب‌هاست. همچنین، ضعف در «کار گروهی» و پایین بودن سطح «سرمایه اجتماعی»، هزینه‌های اداره کشور را بالا می‌برد.

توسعه ناپایدار، می‌تواند تعادل اکولوژیک را بر هم زده بزند. بحران آب، فرونشست زمین، فرسایش خاک و آلودگی هوا، دیگر تیترهای روزنامه‌ای نیستند؛ بلکه زنگ خطرهای تمدنی‌اند.

راه توسعه دشوار است، اما برای ملتی که قرن‌هاست در برابر طوفان‌ها ایستاده، ناممکن نیست. توسعه، رویایی است که اگر همه با هم بخواهیم، تعبیر خواهد شد.

منبع:
وبسایت مهر نیوز

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *